الشيخ رسول جعفريان

48

دو سفرنامه حج سفرنامه ( حج ابوالقاسم مرجاني آئين كلائى و تفصيل سفر مكه معظمه ميرزا محمود خان مدير الدوله ) ( فارسى )

كوهى كه حضرت صالح ( ع ) ناقه از وى بيرون آورد ، دوباره فصيلش به آنجا غايب شد ، مرآى و محسوس ما بود . پس در رأس هفت مرحلگى مدينه ، ماشين موقوف نمود . بعضى ازحاج براى اداى صلات مغرب ، حسبالعاده از ماشين خارج شدند . بين الصلات ايشان ، ماشين‌چى بىانصاف بىفرصتى نمود ، سوت اعلان حركت ماشين را كشيده و ماشين به راه افتاد . هشت نفر مردانه و يك نفر زنانه خر مقدسى نمودند نماز را نشكستند . لذا از سوارى ماشين باز ماندند . ماشين‌چى هم متعرض ايشان نشد و در آن نقطه ماندنى شدند . ديگر نفهميديم كه كارشان به كجا رسيد . اما امان از وحشت آن بيابان ! از دوطرف خيابان كه اگر فى الجمله به اطمينان آن عساكرِ مواظب خط راه ، كه در هر مرحله مستعداً حاضرند نباشد ، از بابت مشاهدهء آن كوه‌هاى سياه وصحراى سوخته و برشته معذّب شده ، بىگياه و جبال محل خروج ناقه و ملاحظهء آن اعراب سياه بىشمار آدم خوار گرسنه ريخته و پاشيده در دو طرف خط راه ، انسان دقيقه زهره مىبازد . با همهء اين احوال باز و بال ناشكرى دامان حاج را گرفت كه قانوناً بايستى در شب شنبه دهم ماشين حتماً به مدينه ورود نمايد . از آنجايى كه دو سه روز قبل اعراب دزد حربى ريخته بودند ماشين را هر چيز نچاپيدند [ 33 ] ولى قدرى عسكر را اذيت كرده و خط راه را هم بر هم زده بودند ، به مدينه اعلان شد ، چند فوج عسكر براى دفع ايشان و انضباط جاده مقرّر و مأمور شد . فوج فوج مىآمدند . پس احتياطاً به ملاحظهء هرزگى اعراب كه مبادا در شب جلو ماشين را بگيرند و صدمه به اهل ماشين زنند ، فوراً از مدينه